السيد الخميني

14

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

مالك الملوك حيا كنى ؛ و قدرى در راه مقصود اصلى قدم زنى ، كه آن موجب حيات هميشگى و سعادت دائمى است ؛ و سعادت هميشگى را مفروش به شهوات چند روزهء فانى ، كه آن هم به دست نمىآيد حتى با زحمت‌هاى طاقت‌فرسا . قدرى فكر كن در حال اهل دنيا از سابقين تا اين زمان كه مىبينى . ملاحظه كن زحمت‌هاى آنها و رنج‌هاى آنها در مقابل راحتى آنها چقدر زيادتر و بالاتر است ، در صورتى كه براى هر كس هم راحتى و خوشى پيدا نمىشود . آن انسانى كه در صورت انسان و از جنود شيطان است و از طرف او مبعوث است و تو را دعوت به شهوات مىكند و مىگويد زندگانى مادى را بايد تأمين كرد ، قدرى در حال خود او تأمل كن ؛ و قدرى او را استنطاق كن ببين آيا خودش از وضعيت راضى است ؟ يا آن‌كه خودش مبتلا است مىخواهد بيچارهء ديگرى را هم مبتلا كند ؟ و در هر حال از خداى خود با عجز و زارى تمنّا كن كه تو را آشنا كند به وظايف خودت كه بايد منظور شود ما بين تو و او . و اميد است اين تفكر كه به قصد مجاهدهء با شيطان و نفس امّاره است ، راه ديگرى براى تو بنماياند و موفق شوى به منزل ديگر از مجاهده . فصل در عزم است منزل ديگر كه بعد از تفكر از براى انسان مجاهد پيش مىآيد ، منزل « عزم » است . و اين غير از « اراده » است كه شيخ‌الرئيس در اشارات آن را اوّل درجات عارفين دانسته « 1 » . بعضى از مشايخ ما - أَطالَ اللَّهُ عمرَه - مىفرمودند كه « عزم » جوهرهء انسانيت و ميزان امتياز انسان است ؛ و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم او است « 2 » . و عزمى كه مناسب با اين مقام است عبارت است از بناگذارى و تصميم بر ترك

--> ( 1 ) - الإشارات و التنبيهات ، ص 359 ، نمط نهم ، فصل هفتم . ( 2 ) - مراد شيخ بزرگوار شاه آبادى مىباشد . ( ر . ك : آداب الصلاة ، امام خمينى قدس سره ، ص 65 )